تبلیغات
*باغ مخفی**دابل اس و کیم هیون جونگ* - اتفاقی که برای هیون افتاد زمان آلبوم برک داون

اتفاقی که برای هیون افتاد زمان آلبوم برک داون

 

نوشته شده توسط:binam-_-

هیون جونگ نزدیک بود بمیره!(دورازجون عشقممممممممم الهی دشمناش بمیرن)

[تصویر:  t5nqngbk72gqm51e6q7j.jpg]

اینم از جریانی دیگه که هیون جونگ بازم عزراییل رو به چشم دید
کلا این پسر ارادت خاصی به عزراییل داره(دوراز جونش الهی دشمناش بمیرن

زمانی که هیون جونگ مشغول آماده سازی ال.بوم بریک دون بود اونقدری استرس داشت که چهارشبانه روز رو بی استراحت کار میکرد..بعد از تموم شدنش کمی ریلکس تر میشه...زمان عبور از یه خیابون متوجه مغازه غذاهای دریایی تند که قبلا تبلیغش رو توی تلویزیون دیده میشه.
ازشون میپرسه که ایا این همون مکانه؟ و مسئولای رستوران هم میگن که این شعبه ای از اونه
4 رده تندی داشت
و هیون جونگ سفارش نودل با درجه تندی چهار رو میده(تند ترینش رو)
سرآشپز میاد پیشش و بهش میگه اینو سفارش نده...برات خوب نیست
هیون محلش نمیده و میگه:مگه چقدر میتونه تند باشه؟
و غذا رو سفارش میده... اول یه مقدار از سوپش رو میخوره... بعد از گذشت دودقیقه میبینه داره عرق سرد میکنه و با خودش فکر میکنه:من چم شده؟ بعد از گذشت چهاردقیقه سرتاپاش کاملا خیس شده...هی عرقش رو خشک میکرده و فکر میکرده بخاطــر استرسه کاره
بعد از گذشت 6 دقیقه احساس دل بهم خوردگی پیدا میکنه و حس میکنه میخواد بالا بیاره...میره به دستشویی و درم میبنده...
بعد از اون چیزی که یادش میاد این بود که چشماش رو باز میکنه و توی آمبولانسه
از منیجرش میپرسه چیشده و مینجره میگه وقتی اومده تو دستشویی میبینه که هیون همونطــوری نشسته و چشماش سفید شده و بیهوشه
واسه همین بلافاصله با آمبولانس و استایلیست های هیون تماس میگیره
دیگه کلی بهش شیر و دارو میدن تا معدش رو شستشو بد.ن.

قشنگ ترین قسمت ماجرا زمانی بود که وقتی منیجر هیو نرو کول میکنه تا بیرون ببره، سرآشپزه با حالت رضایت آمیزی به اون صحنه نگاه میکرده

کلا هیون علاقه خاصی به دردسر درست کردن داره...همیشه یه بلایی سر خودش میاره